در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴، نشست هیئت امنای «مدرسه سیاست صنعتی» در محل مجمع کارآفرینان ایران برگزار شد. این جلسه با حضور جمعی از کارآفرینان و کارشناسان مجمع، با هدف بررسی راهکارهای کلیدی برای پیوند میان سیاستگذاری صنعتی و فضای آکادمیک کشور تشکیل شد.
در این نشست، شرکتکنندگان ضمن تاکید بر لزوم ایجاد یک نهاد اثرگذار برای ترویج مفاهیم سیاست صنعتی، به تبادل نظر پیرامون چالشها و راهکارهای اجرایی آن پرداختند. مباحثی همچون ساختار بهینه این مرکز (دانشگاهی یا مستقل)، تعیین اهداف اصلی و نحوه تعامل با صنعت و دانشگاه، از محورهای اصلی گفتگو بود.

در ابتدا، یزدانپناه، رئیس مرکز مطالعات راهبردی کارآفرینی مجمع کارآفرینان ایران، سخنان خود را با تشریح خصوصیات یک «دولت توسعهگرا» آغاز کرد و بر لزوم شکلگیری یک گفتمان جدید در کشور تأکید نمود.
وی گفت: «اگر به دنبال توسعهگرایی هستیم، نیاز است که یک هویت فرهنگی معطوف به فضای سیاست صنعتی در کشور پدید بیاوریم.»
وی در تعریف رابطه دولت و اقتصاد در این رویکرد افزود: «در ادبیات توسعهگرایی، دولت باید از “خودمختاری جایگیر” برخوردار باشد؛ به این معنا که دولت مقتدر است اما سیاستها را به صورت مطلوبی طراحی میکند تا سازوکارهای بازار به هم نریزد.»
رئیس مرکز مطالعات راهبردی، وضعیت فعلی اقتصاد ایران را نگرانکننده توصیف کرد و اظهار داشت: «شاهد این هستیم که اقتصاد ایران بیش از یک دهه است که رشد نمیکند و کیک اقتصادی ما کوچکتر شده است. این کوچک ماندن کیک، باعث میشود درگیری بر سر منابع بیشتر از قبل شود و این مسئله، خطر بروز پوپولیسم توزیعگرای راست و چپ را بالا میبرد که برای حل مسائل، نوید راهحلهای آسان و غیرواقعی میدهند.»
یزدانپناه، «رویکرد توسعهگرایی» را جایگزینی برای عبور از شرایط فعلی دانست که میتواند به بزرگ شدن کیک اقتصاد کمک کند.
وی در تشریح برنامه عملیاتی مجمع در این راستا گفت: «ما در مجمع به دنبال این هستیم که ببینیم چگونه میشود بر بدنه نخبگانی در دانشگاههای کشور تأثیر گذاشت و هویتی مشخص در سیاست صنعتی شدن برای آینده کشور ایجاد کرد. هدف ما تولید محتوا و تربیت دانشجویان است و این یکی از مسائلی است که آینده بهتری برای کشور رقم خواهد زد.»
ایشان برنامه پیشنهادی را اینگونه تشریح کرد: «هدف ما این است که مرکزی در یکی از دانشگاههای برتر کشور، مانند دانشگاه شریف یا تهران، شکل بگیرد. این مرکز ساخته میشود تا نخبگان را با ادبیات سیاست صنعتی آشنا کند. با ابزارهای ارتباطی متفاوت، مانند برگزاری مدرسههای سالیانه سیاست صنعتی، میتوان این کار را انجام داد.»
وی در پایان صحبتهای خود به بررسی جزئیات اجرایی این طرح، از جمله ساختار مدیریتی، بودجه، مالکیت معنوی و نقش محوری دانشگاه در پیادهسازی آن پرداخت.
غزنوی، دبیرکل مجمع کارآفرینان ایران، با اشاره به خلأ دانش سیاستگذاری صنعتی در بدنه حاکمیت، بر ضرورت نقشآفرینی کارآفرینان در عرصههای علمی تأکید کرد. او این اقدام را حرکتی راهبردی برای آینده کشور خواند و اظهار داشت: «متأسفانه در بدنه حاکمیت با کمبود جدی متخصصان آشنا به سیاست صنعتی روبرو هستیم و تربیت چنین کارشناسانی یک ضرورت انکارناپذیر است.»
وی راهکار رفع این چالش را در ایجاد پیوندی عمیق میان دانشگاه و حکمرانی دانست و افزود: «برای حفاظت و پیشبرد اهداف سیاست صنعتی، باید فضای دانشگاه و نهادهای حاکمیتی را با این ادبیات و رویکردها آشنا کنیم.»
دبیرکل مجمع در پایان از آغاز اقدامات عملی برای تحقق این هدف خبر داد و گفت: «هماهنگیهای لازم برای تأسیس این مرکز با اعضای مجمع و دیگر کارآفرینان علاقهمند انجام شده و همگی برای به ثمر رساندن این تحول علمی در حوزه سیاستگذاری کشور اعلام آمادگی کردهاند.»
سعیدی، کارآفرین و بنیانگذار گروه صنعتی آرین سعید، در ادامه با تأکید بر علاقه و تجربه شخصی خود در پیوند میان فضای علمی و صنعت، سخنان خود را آغاز کرد.
وی با انتقاد از وضعیت فعلی اقتصاد کشور، شکاف عمیق میان شعار و عمل را برجسته کرد و گفت: «ما از “توسعهگرایی” زیاد صحبت میکنیم، اما در عمل کشور همچنان در حدود “بقا” باقی مانده و رشد اقتصادی منفی، گواه این واقعیت تلخ است.»
این کارآفرین ضمن ارزشمند خواندن ایده کمک گرفتن از دانشگاهها برای حل مشکلات، نسبت به موانع اجرایی آن هشدار داد و تصریح کرد: «اینکه بخواهیم مشکل را از طریق دانشگاهها حل کنیم ایده بسیار خوبی است، اما باید بپذیریم که هم دانشگاهیان و هم صنعتگران، هر یک معذوریتها و محدودیتهای خود را برای اجرای سیاستهای مطلوب خود دارند.»
سعیدی وضعیت نامناسب کنونی دانشگاهها، از جمله سطح پایین درآمد اساتید و نبود مسیر شغلی مشخص را از جمله این موانع دانست.
وی در ادامه بر لزوم طراحی یک ساختار جدید و کارآمد تأکید کرد و گفت: «باید نهاد یا برنامهای را به درستی تدوین کنیم که تضمینکننده موفقیت باشد و به سرنوشت طرحهای شکستخورده قبلی دچار نشود.»
سعیدی به عنوان یک راهکار عملی پیشنهاد داد: «برای مثال، اگر مرکزی تأسیس شود که شاخصهای درست و قابل اتکا را به جامعه ارائه دهد، میتوان روی اعتبار آن حساب باز کرد.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «ساختاری که ما تعریف میکنیم باید بتواند بهترین بهرهوری را برای صنعت و آینده کشور به ارمغان آورد.»
سپس اسدی، نماینده گروه فرزانگان فارس نیکو، با اشاره به شکاف عمیق و تاریخی میان صنعت و دانشگاه، این موضوع را خلایی ریشهدار دانست که باید برای آن راهحلی اساسی یافت.
وی با استناد به تجربیات عملی در حوزه صنعت تصریح کرد: «این خود ما بودیم که با کار در صنعت، تجربه اندوختیم. روشهای نوین ارتقای صنعتی نیز همواره نه از طریق دانشگاه، بلکه به واسطه صنعت وارد کشور شده است .»
نماینده گروه فرزانگان فارس نیکو با انتقاد از وضعیت فعلی هر دو حوزه افزود: «دانشگاههای ما با بسیاری از روشهای جدید ناآشنا هستند و از سوی دیگر، صنعت آنقدر درگیر روزمرگی شده که از قافله علم عقب مانده است و به خون جدید نیاز دارد.»
اسدی در پایان گفت: «با در نظر گرفتن جمیع جوانب و شرایط کشور ما از کلیت ایده پیوند صنعت و دانشگاه حمایت کامل میکنیم.»
احمدیان، نماینده گروه صنعتی انتخاب، نیز با طرح یک پرسش بنیادین، لزوم استقرار مدرسه سیاست صنعتی در دانشگاهها را به چالش کشید و گفت: «سوال اول این است که چرا باید این مدرسه را در دانشگاهها تأسیس کنیم؟ دانشگاه واقعی امروز در صنعت است و بسیاری از مزایای ظاهری که دانشگاهها دارند را میتوان در بیرون از آن محیط نیز پیدا کرد.»
وی با تأکید بر لزوم بررسی دقیقتر ساختار این طرح، پیشنهاد داد: «ما باید روی بستر و مرکزی که برای اجرایی کردن این برنامه نیاز داریم، بیشتر فکر کنیم و ببینیم آیا قالب دانشگاه مفید خواهد بود یا خیر.»
نماینده گروه صنعتی انتخاب در ادامه به تشریح راهبردهای اجرایی مورد نظر خود پرداخت و بر لزوم «محدود کردن مخاطبین و تمرکز کامل بر روی آنها» تأکید کرد. او همچنین این پرسش را مطرح ساخت که: «باید مشخص کنیم که خط اصلی این مرکز روی کدام ریل حرکت خواهد کرد؛ آیا اولویت با تولید محتواست یا تربیت علمی؟»
احمدیان در پایان، ضمن اعلام حمایت تمامقد از این ایده، دلیل اصلی این پشتیبانی را چنین بیان کرد: «ما با کلیت ایده برپایی این مرکز موافقیم، زیرا ماهیت تأسیس آن برخاسته از بخش خصوصی است.»
در پایان نشست، سجاد، نماینده شرکت توسعه آتیه جنگل جاودانه (نشر جنگل)، با اشاره به ارتباط نزدیک این شرکت با هر دو حوزه آموزش و صنعت، سخنان خود را با طرح چند پرسش راهبردی آغاز کرد. وی با هدف شفافسازی اهداف این طرح، پرسید: «ما در ابتدا باید مشخص کنیم که آیا میخواهیم نیروی کار متخصص تأمین کنیم، شرکتها را به سمت دانشبنیان شدن سوق دهیم، یا مسائل و چالشهای موجود صنعت را به نهادهای علمی ارائه کنیم؟»
سجاد در تشریح یکی از این اهداف، پیشنهاد داد که مسیر اصلی، ورود طرحهای نوین به صنعت باشد. وی در این باره توضیح داد: «میتوان با برگزاری کمپینهایی که در آنها طرحهای دانشبنیان معرفی میشوند، این هدف را محقق کرد. در واقع، ما به عنوان صنعت، به آنها موضوع و مسئله میدهیم.»
نماینده نشر جنگل در پایان، ایجاد ارتباط میان صنعت و دانشگاه را نیز یکی از اهداف قابل تعریف دانست و خاطرنشان کرد: «شور و اشتیاق زیادی در دانشگاهها برای دیدن صنعت از نزدیک وجود دارد که میتوان از این پتانسیل بهره برد.»
گزارش تحلیلی نشست فوق را در اینجا بخوانید.

